تبلیغات اینترنتیclose
دشمن ( اردلان سرفراز )
پیچک ( اردلان سر فراز)
شعر و ادب پارسی
نوشته شده در تاريخ سه شنبه 14 شهريور 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

 

دشمن

 

 

من خراب دل خویشم نه خراب کس دیگر
این منم اینکه گشوده ست به من ، تیغه ی خنجر
 دشمنم نیست منم ، اینکه تبر می زند از خشم
 تا که از ریشه بیفتم ، به یکی ضربه ی دیگر
 این همان لحظه ی تلخ است که به صحرا بزند عقل
 عشق چون جغد کشد پر روی ویرانه ی باور
ناجوانمردترین همسفری ای من عاشق
هیچ راه سفری را نرساندیم به آخر
هر مصیبت که شد آغاز تو مرا بردی از آن راه
 تو به هر در زدی انگشت و گذشتم من از آن در
 آه ای دشمن من ، خسته از این جنگ و گریزم
سوختم ، آب شدم ، از من ویران شده بگذر
 
 

اردلان سرفراز

برچسب ها : ,

موضوع : از ریشه تا همیشه 5 , | بازديد : 658