تبلیغات اینترنتیclose
بنویس ( اردلان سرفراز )
پیچک ( اردلان سر فراز)
شعر و ادب پارسی
نوشته شده در تاريخ سه شنبه 14 شهريور 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

بنویس

 

 

تو که دستت به نوشتن آشناست
دلت از جنس دل خسته ی ماست
 دل دریا رو نوشتی ، همه دنیا رو نوشتی ، دل ما رو بنویس
تو که دستت به نوشتن آشناست
 دلت از جنس دل خسته ی ماست
 دل دریا رو نوشتی ، همه دنیا رو نوشتی ، دل ما رو بنویس
بنویس هر چه که ما رو به سر اومد
 بد قصه ها گذشت و بدتر اومد
بگو از ما که به زندگی دچاریم
 لحظه ها رو می کشیم نمی شماریم
بنویس از ما که در حال فراریم
توی این پاییز بد فکر بهاریم
دل دریا رو نوشتی ،همه دنیا رونوشتی ، دل ما رو بنویس
 دست من خسته شد از بس که نوشتم
پای من آبله زد بس که دویدم
 تو اگر رسیده ای ما رو خبر کن
چرا اونجا که تویی من نرسیدم
تو که از شکنجه زار شب گذشتی
از غبار بی سوارشب گذشتی
تو که عشقو با نگاه
تازه دیدی
س بادبان به سینه ی دریا کشیدی
 دل دریا رو نوشتی ، همه دنیا رو نوشتی ، دل ما رو بنویس
 بنویس از ما که عشقو نشناختیم
 حرف خالی زدیم و قافیه باختیم
بگو از ما که تو خونمون غریبیم
 لحظه لحظه در فراز و فریبیم
 بگو از ما
 
 اردلان سرفراز

برچسب ها : ,

موضوع : از ریشه تا همیشه 4, | بازديد : 487