تبلیغات اینترنتیclose
باغ بارون زده ( اردلان سرفراز )
پیچک ( اردلان سر فراز)
شعر و ادب پارسی
نوشته شده در تاريخ سه شنبه 14 شهريور 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

باغ بارون زده

 

من از صدای گریه ی تو
به غربت بارون رسیدم
تو چشات باغ بارون زده دیدم
چشم تو همرنگ یه باغه
تو غربت غروب پاییز
 مثل من ، از یه
درد کهنه لبریز
با تو بوی کاهگل و خاک
 عطر کوچه باغ نمناک زنده می شه
با تو بوی خاک و بارون
عطر لاله و گلابدون زنده می شه
تو مثل شهر کوچک من
هنوز برام خاطره سازی
هنوزم قبله ی معصوم نمازی
تو مثل یاد بازی من
تو کوچه های پیر و خاکی
هنوزم برای من
عزیز و پاکی
 
 

 اردلان سرفراز

برچسب ها : ,

موضوع : از ریشه تا همیشه 3, | بازديد : 278