تبلیغات اینترنتیclose
اردلان سرفراز ( اردلان سرفراز )
پیچک ( اردلان سر فراز)
شعر و ادب پارسی
نوشته شده در تاريخ سه شنبه 14 شهريور 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

گل ناز پرپر من

 

 

گل ناز پرپر من
 آخرین همسفر من
 جای لب های قشنگت
مونده روی دفتر من
 ای که شعر تلخ اشکات
قصه ی غربت من بود
عینهو نفس کشیدن
دیدنت عادت من بود
گل ناز پرپر ای همدرد
به نبودنت باید عادت کرد
گل ناز پرپرم ای هم درد
 به نبودنت باید عادت کرد
تو یه حرف تازه بودی واسه من
قصه ی دو نیمه و یکی شدن
 تو به عشق یه معنی تازه دادی
تپش یه قلب و گرمای د و تن
 گل ناز پرپرم ای همدرد
به نبودنت باید عادت کرد
به نبودنت باید عادت کرد
میون دفتر شعرام
 به تن سفید هر برگ
با همون خط قشنگت
 تو نوشتی یا تو یا مرگ
ای رفیق نیمه راهم
 می دونم که تو نمردی
 ولی وقتی رفتی انگار
پیش چشمام جون سپردی
 گل ناز پرپرم ای هم درد
 به نبودنت باید عادت کرد
 گل ناز پرپرم ای هم درد
به نبودنت باید عادت کرد


 
 اردلان سرفراز

برچسب ها : ,

موضوع : از ریشه تا همیشه2, | بازديد : 650